سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى
229
روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )
سوى ديگر شاه در اتومبيل نبود و در كالسكهء شش اسبه بود و در انفجار دو نارنجك شتابزده خود را به خانهء كالسكهچىباشى در همان نزديكى خيابان ظل السلطان رسانيد . بههرحال نظر نويسنده كه بمباندازى با نظر محمد على شاه بود تا مثل امپراتور روس مجلس دوما را منحل كند چيز تازهاى است و صحيح به نظر نمىرسد . ص 80 . كلمهء سفيد ، مدير الصنايع يعنى لقب ميرزا موسى زرگر مىباشد . ص 86 . در فرمان محمد على شاه كه وسيلهء مشير السلطنه آگهى شد مفاخر الملك نوشته است نه افتخار الملك . بنابراين زيرنويس كتاب صحيح است . ص 96 . در مورد انتحار مهدى گاوكش معروف به يوزباشى ، مهدى از جوانمردان و لوطيان محلهء سرپولك بوده است كه بر اثر غيرت و جوانمردى به واسطهء دورويى انجمنها خودكشى كرد و اين مرد در زمان صدارت عين الدوله دچار محظور فراوان شده بود . ص 102 . ميرزا سليمان خان مدير انجمن برادران دروازه قزوين ، شغلش مستوفى ذخيره ( مستوفى لشگر ) ، پيشكار مستوفى الممالك وزير جنگ بوده است . ميرزا سليمان خان و مستوفى ذخيره دو نفر نيستند و مراد يك نفر است و در جمله « خيابان در باغ » عرض خيابان در باغ شاه مسير جلوى محل وزارت جنگ آن زمان است . ص 119 . در مورد تبعيد سيد عبد اللّه مىنويسد ؛ گويا به اردبيل بالاى دست مشكى ، اين يك اصطلاح دوران قاجارهاست مثل جايى كه عرب نى انداخت . يعنى ممكن است جايى برود كه كسى خبر پيدا نكند يا معدوم شود . ص 153 . تقىزاده ، دهخدا ، بهاء الواعظين ، صديق حرم ، سيد حسن به اروپا رفتند ولى سيد محمد رضا شيرازى مدير مساوات قبلا از طهران گريخته و به قفقاز رفته بود . بر خلاف نوشتهء مؤلف سعيد الممالك ( امير حشمت ) بعدا به اروپا رفت . بههرحال در اين قسمت اشتباه دارد . ص 165 . نامى كه ناخوانا اعلام شده حاجى آقا دماوندى است كه بعدا